تبليغاتX
عشق خدایی! حتما ببین!
جملات زیبا !
این جا یه عالمه جمله قشنگ داشتم که گذاشتم تو ادامه مطلب که همه صفحه رو نگیره!!!!!
ادامه مطلب

|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 2:39 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

فداكاری مادرانه ! آخی مامانی


مادر

|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 2:28 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

خاطرات یک شب نشینی

 

1

گفتم این طوری وبلاگ بنویسم بهتره هم خشکل تره

هم شکیل تر

اینا حرفه دله نه جهت گیری


|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

حرفهای یک اُسکل

.

امیدوارم حرفام رو بفهیمن

در ضمن اگه با جمله ای مشکل دارین

تو ارسال نظرات بگین

تا جواب بدم

 

|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

مدلهای زیبای پالتو زمستانه مخصوص خانمها
سلام دوستای خوب من

اگه هنوز پالتو نخریدید برین ادامه مطلب.


ادامه مطلب

|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 2:23 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

نحوه درس خواندن دختران (عکس دیدنی و جالب و داغ)


|+|نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387 ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

فضیلت زیارت پایتخت كشور دل

فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام

* امام باقر علیه السلام، از جدّش، از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل كرده است كه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پاره‌اى از پیكر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى كه او را زیارت كند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهكارى كه به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد.(1)

* ابوهاشم جعفرى گوید: از امام جواد علیه السلام شنیدم كه فرمود: میان دو كوه طوس، پاره‌اى است كه آن را از بهشت ستانده‌اند، هر كه بدان جا درآید، روز رستاخیز از آتش ایمن خواهد ماند.(2)

* حسین بن زید گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى‌فرمود: مردى از نسل فرزندم موسى، قیام خواهد كرد كه همنام امیرالمؤمنین علیه السلام است و در سرزمین طوس كه در خراسان است، دفن خواهد شد. او در همان جا با زهر كشته مى‌شود و غریبانه به خاكش مى‌سپارند. هر كه او را با معرفت زیارت كند، خداوند او را همسان كسانى كه پیش از پیروزى، بخشش و پیكار كرده باشند، پاداش خواهد داد.(3)

* بزنطى گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم كه فرمود: هر یك از دوستان من كه عارفانه به دیدار من آید، من خود در روز رستاخیز از او شفاعت كنم.(4)

* امام رضا علیه السلام فرمود: هر كس كه دورى سفر را بر خود بپذیرد و به زیارت من آید، من در روز قیامت در سه جایگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جایى كه نامه اعمال دست به دست مى‌شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال.(5)

* هروى گوید: امام رضا علیه السلام وارد بارگاهى شد كه هارون را آن جا در خاك نهاده بودند، در كنار گور او با دست خویش خطى بر زمین كشید و فرمود: این تربت من است كه در آن دفن مى‌شوم و خدا این جا را محل آمد و شد پیروان و دوستداران من خواهد ساخت. هر زائرى كه به دیدار من آید و هر مسلمانى كه بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل‌بیت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد كرد.(6)

* عبدالعظیم حسنى گوید: به امام جواد علیه السلام عرض كردم: من میان زیارت قبر جدّتان امام حسین علیه السلام و زیارت بارگاه پدرتان در طوس حیران مانده‌ام، شما چه مى‌گویید؟ فرمود: اندكى درنگ كن! سپس به خانه رفت و در حالى كه گونه‌هایش آغشته به اشك بود، بیرون آمد و فرمود: زائران بارگاه امام حسین علیه السلام فراوان‌اند و زائران قبر پدرم در طوس اندك.(7)

* صقر بن دلف گوید: از سرورم امام هادى علیه السلام شنیدم كه فرمود: هر كه به درگاه خداوند نیازى دارد، قبر جدّم امام رضا علیه السلام در طوس را بدین سان زیارت نماید كه نخست غسل كند، در بالا سر دو ركعت نماز بگزارد و در قنوت حاجت خویش را بر زبان آورد. اگر در خواسته‌اش معصیت یا بریدن از خویشان نباشد، مستجاب خواهد شد؛ زیرا جاى قبر آن حضرت پاره‌اى از بهشت است و هر مؤمنى كه آن را زیارت كند، خدا او را از آتش رهایى بخشد و در سراى امنیت جاى دهد.(8)

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

{|--|} ازدواج دسته جمعی {|--|}

این جشن عروسی دسته جمعی با حضور 700 زوج جوان در Artsakh یا (Nagorno Karabakh) معروف به شوشا (منطقه ای در جنوب قفقاز) برگزار شد. این مراسم توسط یک تاجر بزرگ و نیکــو کــار سازماندهی و اجرا گردید. جالب توجه اینکه در پایان این مراسم با شکوه برای هر زوج مبلغ 1000 دلار در نظر گرفته شد.
 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 12:4 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

آدرس ایمیل شما معرف شخصیتتان است (( حتمأ بخون ))

نتایج یك بررسی تازه نشان می دهد بسیاری از مردم از روی آدرس پست الكترونیك كاربران در مورد شخصیت آنها قضاوت می كنند و این قضاوت در اكثر موارد درست و نزدیك به واقعیت است، زیرا كلمات انتخاب شده توسط كاربر به عنوان آدرس پست الكترونیك معرف ویژگی های شخصیتی اوست.

به گزارش فارس به نقل از computerworld، پژوهشگران دانشگاه لایپزیك با انتخاب 600 آدرس ایمیل به طور تصادفی از صاحبان آنها خواستند پرسشنامه ای شخصیتی را پر كنند.
آنان سپس از 100 دانشجو خواستند با مشاهده آدرس های ایمیل در مورد ویژگی های مالكان آنها شامل انزواطلب بودن یا گشاده رو بودن، خود بزرگ بین بودن یا خاضع بودن، سختگیر بودن یا ساده گیر بودن و سایر موارد قضاوت كنند.
نتایج این بررسی نشان داد افرادی كه در آدرس های ایمیل خود از كلماتی مانند كوچولو، كوچك یا عزیز و شیرین همراه با اسم حیوانات باهوش خانگی استفاده می كنند افرادی دلپذیرتر و ملایم تر هستند.
در مقابل افرادی كه در آدرس های ایمیل خود از كلماتی مانند شاه(king) یا بهترین (the best) استفاده كرده بودند افرادی خودپسند و مغرور بودند.
جالب آنكه از هر 6 مورد قضاوت دانشجویان در مورد شخصیت مالكان ایمیل 5 مورد صحیح بوده است. ترتیب دهندگان این تحقیق گفته اند كه خود از نتایج آن شگفت زده شده اند.

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

ازدواج های مبهم : همراه با عشق یا پول؟

                  ازدواج

 

 

                  

 


ادامه مطلب

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

این مطلب را همه نخوانند؛عده ای شرمنده می شوند!

یکی از دوستان می گفت:

ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.

البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحب اش بده.


روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.


تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می کنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.

روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود
؟

این ساختمان فقط نصب پریز و برق و نظافت اش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.


آنها با دهان باز نگاه می کردند می گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. می گی چه آدم خوبی بود!!!


حالا ایران چه جوریه اوضاع؟!!! 4.gif4.gif4.gif

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

بیماری خود-دختر-بینی !!

چند هفته پیش درلیست لینک های داغ شده به پروفایل خانمی بر خوردم که خاطراتش را داغ کرده بود و آن ها را محدود به دوستان کرده بود.

در نتیجه وی را ادد کردم و او هم درخواست دوستی را پذیرفت!

چند هفته ایست خاطراتش را می خوانم و به خاطر درجه آنتی فمینیستی مطالبً!! و همچنین فقدان کامل خجالت از ذکر برخی از مطالب! - که از یک خانم بعید است!!!  درعجبم که این خانم یا پسر است و ظاهرش (بر طبق عکس بالا دخترانه) !! و یا عکس یک بنده خدایی را برداشته است!!!

 

 

در ضمن این مدتی که در لیست دوستان این آقا-دختره بودم روزانه به طور تقریبی 20-30 خاطره در لیستش اضافه می کرد !!! آن هم به صورت تدریجی و در طول روز !!(می توان از روی زمان ارسال متن ها به این نکته پی برد) !!

 

کدام خانم 28 ساله! و دندانپزشک!!!!! روزانه 24 ساعت زمان آزاد دارد ؟!

 

قسمت کوتاهی از 2 مورد از خاطرات اخیر ایشان را که باعث شد تمام شک من از "پسر" بودن این "دختر خانم!" به یقین تبدیل شود را در اینجا می گذارم:

 

چگونه دوست دختر پیدا كنیم؟ اصلا نگران نباشید چون دخترها زیاد شدن و در حال ترش شدن هستن!!! پس نیازی نیست كه ما پسرهای گل دنبال اونها راه بیفتیم ...


روشهای دوست پسر یابی! روش بچه خر خونی. متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بهتر که روی این روش حساب نکنی!

روش مذهبی: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی ...


 ایشان اصولا در سایر خاطراتش تاکید بیش از حد طبیعی بر مسائل جنسی! و .... زنانه! دارد !!!

کدام دختر چنین متن هائی را می پسندد !؟ این یا یک دختر ابله است و یا یک دختر هومو...

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

چشم هایتان را روی عکس بچرخانید !!!!
به وسط عکس نگاه کنید و سرتون رو جلو و عقب ببرین


image006.jpg

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

داستان من و پدرم ( زیباست )
سهراب نیستم و پدرم تهمتن نبود . اما زخمی در پهلو دارم . زخمی که به دشنه ای تیز ، پدر برایم به یادگار گذاشته است.

هزار سال است که از زخم پهلوی من خون میچکد و من نوشدارو ندارم .

پدرم وصیت کرده است که هرگز برای نوشدارو ، برابر هیچ کی کاووسی ، گردن کج نکنم و گفته است که زخم در پهلو و تیر در گرده ، خوشتر تا طلب نوشدارو از ناکسان و کسان . زیرا درد است که مرد ، می زاید و زخم است که انسان می آفریند .

پدرم گفته است : قدر هر آدمی به عمق زخمهای اوست . پس زخمهایت را گرامی دار . زخمهای کوچک را نوشدارویی اندک بس است ، تو اما در پی زخمی بزرگ باش که نوشدارویی شگفت بخواهد ؛ و هیچ نوشدارویی ، شگفت تر از عشق نیست . و نوشداروی عشق تنها در دستان اوست .

او که نامش خداوند است .

پدرم گفته بود که عشق شریف است و شگفت است و معجزه گر .

اما نگفته بود که عشق چقدر نمکین است و نگفته بود او که نوشدارو دارد ، دستهایش این همه از نمک عشق پر است و نگفته بود که او هر که را دوست تر دارد ، بر زخمش از نمک عشق بیشتر می پاشد !

زخمی بر پهلویم است و خون می چکد و خدا نمک می پاشد . من پیچ می خورم و تاب می خورم و دیگران گمانشان که می رقصم ! من این پیچ و تاب را و این رقص خونین را دوست دارم ، زیرا به یادم می آورد که سنگ نیستم ، چوب نیستم ، خشت و خاک نیستم ، که انسانم ...

پدرم وصیت کرده است و گفته است : از جانت دست بردار ، از زخمت اما نه ، زیرا اگر زخمی نباشد ، دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی ، خدایی نخواهی داشت ...

دست بر زخمم می گذارم و گرامی اش می دارم که این زخم عشق است و عشق میراث پدر است .
میراث پدر علیه السلام !

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:51 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

میخوای بدونی تو ماهت کیا بدنیا اومدن ؟
ماه های تولد افراد مشهور دنیا را با ماه تولد خودتان مقایسه کنید !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgادامه مطلب یادت نره

ادامه مطلب

|+|نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:49 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

کف بینی و خطوط ازدواج (+ خط تجرد دائم!!)


اگر به كف بینی علاقه داشته باشید لابد خطوط مربوط به ازدواج را هم در كف دست می شناسید. این خطوط كه در تصویر فوق به رنگ قرمز نمایش داده شده اند، خطوطی افقی هستند كه در مرز میان كف و پشت دست، بین انگشت كوچك تا خط قلب( خط مشكی ممتدی كه در پایین خطوط قرمز و موازی با آنها می بینید) قرار دارند.
 

تعداد این خطوط قرمز، نمایشگر تعداد ماجراهای جدی مربوط به ازدواج شماست كه ازیك خواستگاری جدی اما ناكام مانده تا نامزدی به هم خورده و ازدواج ها را شامل می شود.
 
 
اگر خط ازدواج در انتها( روی كف دست) به سمت پایین متمایل شود، به این معنی است كه شما بیشتر ازهمسرتان عمر خواهید كرد و اگر به بالا متمایل باشد یعنی هرگز ازدواج نخواهید كرد!  ( در این صورت می توان آن را خط تجرد دائمی نامید!)


 
كف بینی و خط ترشیدگی!!

 
 
 
نظرتون چیه ؟؟
شما ازدواج می کنید یا نه ؟؟!!!

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:9 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

ارتباط بین پسر و گربه (مقاله علمی)


هفته نامه سلامت نوشت

آلودگی به عامل ایجاد کننده بیماری تاکسوپلاسما و افزایش احتمال تولد نوزادان پسر!


تاکسوپلاسموز همان بیماری ایست که در زبان رایج به آن بیماری یا تب گربه گفته می شود و عامل ایجاد کننده آن نوعی باکتری است که از موهای گربه به انسان انتقال می یابد

.

باکتری عامل ایجاد کننده بیماری تاکسوپلاسموز دارای شیوع جهانی بسیار بالا می باشد و به طور متوسط بین بیست تا هشتاد درصد از افراد ساکن یک منطقه، بسته به محل زندگی و نیز دیگر رسوم رایج بینشان، به این باکتری آلوده می باشند. این باکتری که از گربه به انسان انتقال می یابد, در خون بیشتر افراد جوامعی که نگهداری حیوانات خانگی در آنها مرسوم است, مشاهده می گردد.  

در یکی از مقالات ژورنال ساینس دیلی آمده است: احتمال تولد نوزادان پسر از زنانی که به باکتری تاکسوپلاسموز آلوده اند به مراتب بیش از احتمال تولد نوزادان پسر از دیگر زنان می باشد. این بررسی توسط گروهی از محققین در مرکز زنان دانشگاه چارلز کشور چک اسلواکی به انجام رسیده است. این محققین نشان داده اند که وجود باکتری تاکسوپلاسما گوندی در خون مادر, بر روی جنسیت جنین تأثیر گذار بوده و احتمال تشکیل جنین پسر را افزایش خواهد داد.

به گفته دکتر کانکووا محقق دانشگاه چارلز تعداد پسران متولد شده از مادران حامل باکتری تاکسوپلاسما برابر با دو نوزاد پسر در هر سه نوزاد متولد شده بوده است که این رقمی بسیار قابل توجه است. همچنین به گفته این محقق احتمال تولد نوزادان پسر از مادرانی که سطح آنتی بادی ضد تاکسوپلاسما در خون آنها بالاتر است بسیار بیشتر از سایرین می باشد.

به طور طبیعی احتمال پسر شدن نوزاد 52.5 درصد و احتمال دختر شدن آن 47.5 درصد می باشد, حال آنکه در ماردان آلوده به عامل ایجاد کننده بیماری تاکسوپلاسما این احتمال به 72 درصد افزایش یافته و احتمال تولد نوزاد دختر از چنین مادرانی تنها 28 درصد می باشد.

به گفته این تیم محققین افزایش تعداد نوزادان پسر در سالهای اخیر در برخی کشورها را می توان به آلودگی مادران به این باکتری نسبت داد, هرچند که هنوز مطالعات وسیع تری برای اثبات این پدیده مورد نیاز می باشد. همچنین رواج روز افزون و علاقه مردم به نگهداری حیوانات خانگی از جمله گربه در کشور ایران نیز می تواند منجر  به افزایش نرخ تولد نوزادان پسر در آینده گردد.


http://homepages.cwi.nl/~steven/julian/choclet/cat.jpg

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:7 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

دستشویی با دیوارهای شیشه ای !! (عکس) !

طبقه بندی: طنز

szy5co.jpg

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:6 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

بخند تا بخندیم

سه ترم مشروط شده‌اید، بیمارید، اجاره‌ خانه‌تان عقب افتاده و یا همه اینها با هم و یا گرفتار هیچ‌کدام از اینها نیستید اما خنده به لبتان نمی‌آید و نمی‌توانید بخندید و شاد باشید. چرا؟ شاید فکر می‌کنید چون ذاتا آدم شادی نیستید و از اول با ابروهای گره خورده به دنیا آمدید. اما نه کاملا در اشتباه هستید شما می‌توانید از اعضای ثابت یک باشگاه خنده باشید؛ باشگاه خنده‌ای که خودتان اختراع کرده‌اید و یا باشگاه‌های خنده‌ای که واقعا وجود دارد...

شوخ‌طبع هستید یا نه؟ وقتی کسی جوک تعریف می‌کند از خنده ریسه می‌روید و یا دیدن یک فیلم کمدی شما را سر شوق می‌آورد. راستش را بخواهید هر کسی قلقی خاص خودش را برای خندیدن دارد. اول باید قلق خودتان را پیدا کنید. شرکت در سمینارهای خنده، مطالعه کتاب‌های خودآموز و شوخ‌طبعی، گوش دادن به CDها و نوارهای شادی‌بخش و تمرین خندیدن، همه و همه راه‌های شادتر زیستن هستند. خندیدن خیلی آسان است، دشواری کار دل کندن از غم و غصه و عادت به ناراحتی است. دو نوع خنده وجود دارد؛ یکی خنده‌هایی است که از روی شوخ‌طبعی است که لازم است برای این نوع خنده‌ها، مهارت‌های ویژه ذهنی و ارتباطی را بیاموزید و بتوانید از آنها استفاده کنید و دیگری خنده درونی است که ماهیت‌های عاطفی و بی‌آلایش دارد. این خنده است که شما باید احساس آن را در هر جا هستید در دلتان تقویت کنید. خوب اگر می‌خواهید استادان این نوع خنده را بشناسید، کافی است در اتاق کودکتان را بگشایید، کودکان اصولا شوخ‌طبعی را نمی‌شناسد ولی از ته‌دل‌شان قهقهه می‌زنند و رها می‌خندند. در مهمانی‌ها، کم نیستند افرادی که نقل مجلس می‌شوند و آن‌قدر می‌گویند و می‌خندند که ناخودآگاه دیگران را به خنده و شادی وا می‌دارند. این افراد مهارت‌های شوخ‌طبعی را به صورت ذاتی می‌دانند و یا آنها را در خود تقویت کرده و با این روش خنده را در صبح مسری می‌کنند. این دقیقا همان کاری است که در کلاس‌ها و سمینارهای خنده رخ می‌دهد.

بگذارید فکر کنند دیوانه‌اید

این‌بار امتحانش کنید. وقتی حسابی از دست یک ترافیک که میلی‌متر میلی‌متر در آن پیش می‌روید و اعصابتان به هم ریخته است، به جای کشیدن سگرمه‌هایتان درهم، آیینه وسط اتومبیل را به سمت خودتان بچرخانید و در آن به خودتان لبخند بزنید و قیافه بشاش خودتان را تماشا کنید، احساس بهتری خواهید داشت؛ این‌طور نیست؟ حتی ادای خندیدن را درآوردن، بالا و پایین پریدن می‌تواند دل شما را شاد کند. جلوی آیینه بروید. برای خودتان شکلک دربیاورید و زبان درازی کنید خیالتان راحت آسمان به زمین نمی‌آید فقط ناگهان استرس شغلی‌تان را برای لحظاتی از یاد می‌برید. کافی است برای یک لحظه هم که شده تصور اینکه دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند را کنار بگذارید و به خودتان، فقط به خود خودتان فکر کنید. برای شاد بودن نیاز به بهانه‌های آن‌چنانی است. شما برای خندیدن می‌توانید با کاغذهای خیالتان، بهانه بسازید و بخندید. شاد بودن یک هنر آموختنی است و برای شاد زندگی کردن باید شادی را تمرین کنید. محققان می‌گویند مغز انسان فرق میان خنده‌های واقعی و تصنعی را درک نمی‌کند بنابراین خنده‌های مصنوعی و ادای شادی را درآوردن می‌توانند اثراتی‌ مانند خنده‌های واقعی داشته باشند.

نسخه خنده درمانی

نسخه ما، بازی کردن با کودکان اطراف‌تان است. کودکان برای خندیدن بهانه نمی‌خواهند و تمام رفتارها‌یشان شادی‌برانگیز است. با کودک خردسال‌تان «قایم‌موشک» بازی کنید. «گرگم به هوا» و «تاب‌بازی» هم را امتحان کنید. با صدای بلند بخندید. خسیس بازی هم در نیاورید. این انرژی مثبت است که شما به رایگان در فضای اطراف پراکنده می‌کنید پس آن را از دیگران دریغ نکنید اراده کنید. 5 دقیقه نرمش شاد و ریتمیک هم پیشنهادهای دیگر ما برای انسان شاد بودن است. وقتی به یکی از اهداف کوچک‌تان در زندگی در زمینه شاد بودن رسیدید به خودتان جایزه بدهید. مثلا به یک مغازه عروسک‌فروشی بروید و مضحک‌ترین و مسخره‌ترین عروسک را از میان عروسک‌ها جدا کنید. آن را بالای تختخوابتان آویزان کنید که هر صبح که چشم باز می‌کنید و قیافه خنده‌دار او را می‌بینید با لبخند روزتان را آغاز کنید.

رازهایی که آدم‌های شاد می‌دانند

می‌گویند افراد شاد، شاد زاده نمی‌شوند بلکه از خود انسان‌های شادی می‌سازند. بیکر نویسنده کتاب «آنچه که آدم‌های شاد می‌دانند» در بخشی از کتاب خود می‌نویسد:‌ «افراد شاد در مجموع و روی هم رفته، بسیار انعطاف‌پذیر هستند.» یکی از رازهایی که آدم‌های شاد می‌دانند این است که شادی‌شان همیشگی نخواهد بود و به همین دلیل قدر لحظات شاد، موفقیت‌های کوچک و معجزات ارتباطی با دیگران را می‌دانند. اگر شما بتوانید خصوصیاتی مانند استقلال، شایستگی و لیاقت، ارتباط نزدیک با دیگران و عزت نفس بالا را در خودتان تقویت کنید می‌توانید در قلب‌تان احساس شادی کنید. بعضی‌ها فکر می‌کنند شادی خریدنی است و با خریدن دکوراسیون منزل جدید، اتومبیل جدید، لباس‌های متفاوت و حتی مسافرت‌های آنچنانی به دنبال شادی می‌گردند ولی اینها همه گذرا است. همه اینها فقط اندک زمانی برایتان تازگی دارند و به شما احساس دیگری می‌بخشند و ولی پس از مدتی جزئی از موقعیت موجود در زندگی شما می‌شوند و دیگر تاثیر چندانی برای شاد کردن قلب شما ندارند. راه حفظ شادی در زندگی، تغییر دادن شرایط ثابت زندگی نیست، بلکه تغییر دادن فعالیت‌هایی است که به آن مشغولید. یک دفترچه یادداشت بردارید و نعمت‌هایی را که خداوند در اختیارتان قرار داده در آن بشمارید. هدف‌های نو در زمینه مالی، شغلی، سلامتی، علمی و.... برای خودتان در نظر بگیرید و دلایل شاد بودن را در زندگی‌تان پیدا کنید

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

24 ساعت از زندگی دخترها
ساعت از زندگی دخترها
8 صبح:تورختخواب
9 صبح:هنوز تو رختخواب حالا کل پتو وبالشت رنگی شده نمیدونم علت چیه.فکر کنم اثرات ارایشهایی بوده که هنوز پاک نشده
10 صبح:میخواد بلند بشه ولی میگه من که کاری ندارم انجام بدم پس بازم میخوابم
11 صبح:یهو یادش میاد قراه بعد از ظهر با دوستش بره کتابخانه(البته شما فرض کنید کتابخانه)پس بلند میشه از خواب
12:تو فکر اینه که بعد از ظهر چی بپوشه یا چه مدلی اب رنگ کنه خودشو
13:تازه یادش میاد صبحونه نخورده بی خیال میشه میگه الان نهار میخورم
14:گوشی رو برمیداره تک زنگ میزنه به این ور واونور(البته نه به خاطر اینکه خطش ایرانسله وشارژش تموم شده احیانا به خاطر اینکه بد انتن میده ودوستش اذیت نشه)
15:پریدن تو حمام
..
..
..
17:کلی قربون صدقه مامان رفتن وپول گرفتن وخداحافظی از مامان(اون یک ساعت بین 15 تا 17 را میشه گذاشت وقت ازاد اعم از برداشتن زیر ابرو-طناب انداختن جهت برداشتن ریش وسبیل وغیره)
18:پارک-سینما-فروشگاه وشاید احتمالا ملاقات با دوستان.البته فکر بد نکنید منظورم دوستان همجنسه اگر هم احیانا دوست غیر همجنس مشاهد کردید برای گرفتن جزوهن درسی است نه امر دیگه ای
19:کافی شاپ بازهم با همون دوست قبلیش نه شخص دیگه ای
20:بدو بدو حرکت طرف خونه تا قبل از اینکه بابا یا داداش بزرگه برسه خونه
21:دوباره نوبت گوشی میره وهمون حکایت قبلی
22:رفتن تو اتاق خواب

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:3 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

معمای زیبای مهندس تیزهوش ( طنــــــز )

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.
برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است.
من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید.
بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.
این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد.
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم.
این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.
برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»
برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد.
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد.
باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد.
سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت .
و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.
برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
( شما هم می توانید قبلا حدس بزنید)
مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد
دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید …

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:2 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

بهترین راه برای مخفی شدن

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

24 ساعت از زندگی پسرا!!!؟؟؟ :))

8 صبح: تو رخت خواب.....



9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب


اومده زحمت در آوردنشم نکشیده....



10 صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه (الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)



11 صبح : از جا میپره سمت دستشویی.............(اگه نه که باز خوابه)



12 صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه 99 تا میس کال 199 تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و.........اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!


میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!



1 ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم علی جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ....علی جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)....ا...مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه



2 ظهر:ماماااااااااااااان .....ناهار



3 ظهر:مامااااان جورابام کو؟



4عصر: مامااااااااااان ....سوییچ؟؟



5 عصر: اولین اتو...(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)



6 عصر:به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر 10 ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش 2ساعت با ما فاصله است....امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر ضون بیچاره کمک و امداد...)



7 عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟


(زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی علی آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ....)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه ...



8 غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ....چه زود دیر می شود....!!!



9 شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند.....



10شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه...



2شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت .... چقدر برای پاایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط دلتنگ |

کاریکاتور مبارزه با بد حجابی!!!!!

عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.



|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

شباهت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني


1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.

2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن

3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.

4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.

5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغير شخصيتشونه.

6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه براي جنس مخالف غش و ضعف ميره.

7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!

8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سال که از رويا بيرون مي آيند ميبينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!

9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!

 

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

ماهیت جن

ادامه مطلب یه عالمه مطلب راجع به جججججججججججججججججججن داره!!!!!!

نترسیا؟؟؟؟!!!!!!


ادامه مطلب

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

جوک تکراری
ترکه با یه تهرانی و یه اصفهانی با هم میرن یه خربزه میخرن. میگن هر کی که امشب شیرین ترین خواب رو دید اون خربزه رو بخوره. صبح که بیدار میشن تهرانیه میگه من دیشب خواب دیدم تو مسابقه دو شرکت کردم و نفر اول شدم. اصفهانیه میگه من خواب دیدم با تمام فامیل رفتیم یک جائیکه همه جور خوراکی ها بود و مفت مفت بود و ما همینجور می تونستیم بخوریم. میبینن ترکه  هیچی نمیگه، میگن تو چی خواب دیدی، میگه: والله من هر کاری کردم خوابم نمی برد، ساعت 3 بلند شدم خربزه را خوردم.

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

شرح حكایت (وای اینو حتما بخونید) !!!!!!!!

شرح حكایت

 

یك پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبیرستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش میرفت تا این كه مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را كه در خیابان افتاده بود شوت می‌كردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند. این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند.

روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را می‌كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی 1000 تومن به هر كدام از شما می دهم كه بیایید اینجا، و همین كارها را بكنید.»

 

بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالی نداره؟»

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر می‌كنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت كنیم، كور خوندی. ما نیستیم.»

و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.

 

شما چه تفسیر مدیریتی یا سازمانی از این حكایت دارید؟

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

خاطره ای خیس از روز فارغ التحصیلی !26 آبان 87 - 13:41

k3jko09egw3ay8i5jfg0.jpg

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 1:49 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

چگونه بر رقیبتان پیروز شوید و به عشقتان برسی
شما هم شب ها تا دیوقت بیدار می مانید و نگران این هستید که رقیب، عشقتان را از چنگتان درآورد؟ مظنون هستید که همسرتان، نامزدتان یا عشقتان به جز شما با کس دیگری هم رابطه دارد؟ می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور بر رقیبتان پیروز شوید و عشقتان را برای همیشه به دست آورید.

www.softarchive.ir





1) به او نشان دهید که برای انتخاب او بیشتر از هر چیز دیگری احترام قائلید.



کاری نکنید و چیزی نگویید که طرفتان را مجبور کند آنطور که شما می خواهید زندگی کند و همه چیز را مثل شما ببیند. اگر او دوست دارد که خودش انتخاب کند، حال این انتخاب شما باشید یا کس دیگری، به او نشان دهید که برای نظرش احترام قائلید. اگر بتوانید به او ثابت کنید که آزادی انتخاب به او می دهید و برای نظر او احترام قائلید، مطمئن باشید که انتخاب او شما خواهید بود.



2) سعی نکنید رقابت کنید.



سعی نکنید با رقیبتان رقابت کنید. وقتی رقابت می کنید یعنی با او وارد مبارزه شده اید و وقتی وارد مبارزه شوید، انرژی منفی خیلی زیادی تولید می کنید و منجر به تجربه های ناخوشایندی با اطرافیانتان می شود. درعوض، سعی کنید فرصت هایی ایجاد کنید که منجر به تجربه های مثبت شوند، به ویژه با عشقتان. اجازه بدهید طرفتان وقتی باشماست احساس راحتی بیشتری کند.



3) از بحث کردن درمورد مسائل مربوط به رقیبتان خودداری کنید.



وقتی کنار عشقتان هستید، سعی نکنید مداوماً از او درمورد مسائل مربوط به رقیبتان سوال کنید: مثلاً دیروز کجا رفتی؟ چرا فلانی اینکار را می کند؟ چرا فلان چیز را به او دادی و ...پرسیدن چنین سوالاتی فقط او را به حالت دفاعی می کشاند و پاسخ هایی که می دهد هم صادقانه نخواهد بود.چنین بحث هایی اکثر اوقات تجربه های ناخوشایندی ایجاد می کند و باعث می شود هر دو شما سر یک موضوع کوچکو بی ارزش به بجث و جدل بپردازید. پس به طرفتان آزادی انتخاب بدهید. اجازه بدهید هر کاری که دوست دارند انجام دهند و بعد می بینید که از این درک شما قدردانی خواهند کرد. اگر طرفتان متوجه شود که وقتی با شماست می تواند راحت تر از وقتی که با رقیبتان است نفس بکشد، مطمئن باشید که به سمت شما می آید، بدون اینکه تلاشی برای آن کرده باشید.



4) سعی نکنید مثل سیریش به طرف مقابلتان بچسبید.



خودتان را به یاد بیاورید که تازه با طرفتان آشنا شده بودید. آن فردی که آنموقع بودید همان کسی است که طرفتان عاشقانه و عمیقاً دوست می دارد. پس همان آدم باشید. وقتی آن آدم بودید، کسی بودید که مثل سییش به طرفش نمی چسبید. فردی مستقل، بی خیال، و سرشار از انرژی زندگی بودید. این خود واقعی شماست که طرفتان عمیقاً دوستش دارد و می خواهد که با او باشد. پس همه آن وابستگی ها را دور بریزید و سعی کنید استقلالفردیتان را حفظ کنید. اگر رابطه تان رو به انهدام است، افراد دیگر به شما خواهند گفت، "طرفت عوض شده" یا "آدم ها عوض می شوند، زندگی همینه". درعوض لحظه ای مکث کنید و از خودتان بپرسید ایا طرف من واقعاً تغییر کرده است؟ یا این خودم هستم که تغییر کرده ام؟ آیا به کسی تبدیل شده اید که خیلی از رابطه تان توقع دارید؟ عشق شما، شما را به خاطر آن که هستید دوست دارد، پس همان آدم مستقلی باشید که یک روز بودید.

|+|نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط دلتنگ |

آخرین نوشته ها
جملات زیبا !
فداكاری مادرانه ! آخی مامانی
خاطرات یک شب نشینی
حرفهای یک اُسکل
مدلهای زیبای پالتو زمستانه مخصوص خانمها
نحوه درس خواندن دختران (عکس دیدنی و جالب و داغ)
فضیلت زیارت پایتخت كشور دل
{|--|} ازدواج دسته جمعی {|--|}
آدرس ایمیل شما معرف شخصیتتان است (( حتمأ بخون ))
ازدواج های مبهم : همراه با عشق یا پول؟

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس